دكتر عقيقى بخشايشي
1152
چهارده نور پاك ( فارسي )
قبول كنى ، يا عهده دار منصب " قضاء " بشوى يا كار تعليم و تربيت فرزندان مرا بپذيرى يا آنكه امروز با ما باشى و سر سفره ما بنشينى " . شريك با خود فكرى كرد وگفت حالا كه اجبار واضطرار در كار است البته از اين سه كار ، سومى آسان تر وكم زحمت تر است وپذيرفت خليفه به مدير مطبخ وسرآشپز خود دستور داد كه امروز لذيذترين غذاها را براى شريك تهيه كن او نيز غذاهاى رنگارنگ و مطبوع از بهترين مواد غذايى كه متشكل از مغز استخوان - آميخته با نبات و عسل و زعفران و ديگر تركيبات غذائى بود تهيه و بر سر سفره آورد . شريك كه تا آن روز در عمر خود همچو غذايى نخورده ونديده بود ، با اشتهاى كامل خورد خوانسالار آهسته به گوش خليفه خواند " به خدا قسم كه ديگر اين مرد ، روى رستگارى نخواهد ديد " و همين طور هم شد . طولى نكشيد كه ديدند شريك هم عهده دار تعليم فرزندان ، وهم منصب قضاوت را پذيرفت وهم وبرايش از بيت المالل مقررى معين گرديده است . روزى با متصدى پرداخت حقوق بر سر مسائل مالى ، حرفش شد ، متصدى به او گفت : " تو كه گندم به ما نفروخته اى كه اين قدر سماجت به خرج مى دهى ؟ " شريك گفت : چيزى پرارزش تر از گندم را فروخته ام من دين خود را فروخته ام " . ( 1 ) در دوران الهادى موسى الهادى پسر مهدى پنجمين خليفه عباسى در سال 169 هجرى به سن 24 سالگى به حكومت رسيد و در سال 170 در عيسى آباد از دنيا رفت و مدت حكومت او يك سال و شش ماه ادامه داشت . ( 2 ) او در قساوت قلب وتندخلقى وسلحشورى وبدبينى به ديگران در ميان خلفاى عباسى شهرت داشت رفتار او با خاندان علوى وفرزندان فاطمهء اطهر بهتر از ديگر خلفاى عباسى نبود در روزگار او جمعى از سران وبزرگان علوى نهضت كردند و بر او شوريدند كه معروف ترين آنان حسين بن على بن الحسن معروف به صاحب
--> 1 . مسعودى ، مروج الذهب ج 3 ، ص 320 . 2 . مسعودى ، مروج الذهب ج 3 ، ص 334 .